X
تبلیغات
دوستدار حاج منصور ارضی(عرشی)
وعده ما دهه اول محرم الحرام

از روز اول محرم الحرام سه شنبه۱۶/۹/۸۹ بمدت دوازده روزصبح ها ازنمازصبح همراه بازیارت عاشورا حسینیه صنف لباس فروش میدان سعدی خ استقلال

همچنین از شب اول محرم الحرام ۱۴۳۲دوشنبه۱۵/۹/۸۹ مسجد عرش محل پرواز شهداء محرم سوختگان خیمه حسینی ع ازنمازمغرب وعشاء


--------------------------------------------------------------------------------

واسه گوش کردن به نوای حاجی اینو بزن.

http://www.rasekhoon.net/song/PersonPage-27-1384.aspx

---------------------------------------------------------------------------------


مجلس روز تاسوعا و عاشورا از ۹ صبح در مسجد ارک برقرار میباشد

غیر از مراسم های هفتگی یعنی شب چهارشنبه و شب پنج شنبه ها

 مراسم های سه شنبه صبح های صنف و شب جمعه های حرم عبدالعظیم س در دو ماه ماحرم و صفر برقرار میباشد

شما رو قسم به صاحب این دوماه عزیز این بنده حقیر ارباب رو از دعا فراموش نسازید.

منبع: وبلاگ اصلی دوستداران حاج منصور ارضی

http://mansoorarzi.blogfa.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 23:22  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
اعلام مجالس هفتگي حاج آقا 
 
روزهاي سه شنبه از نماز صبح ميدان سعدي خ استقلال حسينيه صنف لباس فروشها با سخنراني استاد عزيز شيخ علي ثمري ونواي ملکوت آشناي استاد حاج منصور ارضي

 سه شنبه شب ها يعني شب چهارشنبه ها حاج منصورارضي وديگر عزيزان حسينينه بيت الزهرا(س) بالاتراز چهارراه گمرک جنب مهديه کوچه مهديه ??لازم به ذکراست هفتگي سه شنبه شب ها را حاجي بيشتر به دوستان واگذارميکند??

 چهارشنبه شب ها يعني شب هاي پنج شنبه بعداز نماز مغرب وعشاء  ميدان امام حسين ع خيابان دماوند ايستگاه حسيني خيابان شهيد محمودي حسينيه چمني با سخنراني حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ رضا جعفري

شبهاي جمعه نيمه شب از ۲ ساعت مانده به اذان صبح دعاي عجيب کميل به عشق مولا اميرالمومنين علي ع ونواي غلامش حاج منصورارضي

---------------------------------------------------------------------------------

واسه گوش کردن به نوای حاجی اینو بزن.

http://www.rasekhoon.net/song/PersonPage-27-1384.aspx

-----------------------------------------------------------------------------------

منبع: وبلاگ اصلی دوستداران حاج منصور ارضی

http://mansoorarzi.blogfa.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 23:21  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
                                                             دریافت

این را آقای مومنی که حاجی هم ازش دعوت کرده بود تو ارگ گفتند.واااای با دل من خیلی بازی کرد.

.....................................................................................................

امام زمان:

علامه مجلسى (ره ) از قول پدرش نقل مى كند كه مى گفت :
در زمان ما شخص صالح و مؤ منى به نام امير اسحق استر آبادى (ره ) بود كه چهل بار پياده به مكه رفته بود، و بين مردم مشهور شده بود كه او طى الارض دارد - يعنى چندين فرسخ را در يك لحظه طى مى كرده - در يكى از سال ها او به اصفهان آمد. من باخبر شدم و به ديدارش رفتم . پس ‍ از احوالپرسى از وى پرسيدم :
- آيا شما طى الارض داريد؟ در بين ما چنين شهرت يافته است ؟
در جواب گفت :
در يكى از سالها با كاروان حج به زيارت خانه خدا مى رفتم به محلى رسيديم ، كه آنجا با مكه هفت يا نه منزل (بيش از پنجاه فرسخ ) راه بود. من به علتى از كاروان عقب مانده و كم كم به طور كلى از آن جدا شدم . و جاده اصلى را گم كرده حيران و سرگردان بودم .
تشنگى چنان بر من غالب شد كه از زندگى ماءيوس گشتم . چند بار فرياد زدم :
- يا اباصالح ! يا اباصالح ! (امام زمان )! ما را به جاده هدايت فرما!
ناگاه شبحى از دور ديدم و به فكر فرو رفتم ! پس از مدت كوتاهى آن شبح در كنارم حاضر شد. ديدم جوانى گندم گون و زيبا است كه لباس تميزى به تن كرده و سيماى بزرگان را دارد. بر شترى سوار بود و ظرف آبى همراه خود داشت . به او سلام كردم ، جواب سلام مرا داد و پرسيد:
- تشنه هستى ؟
- آرى !
ظرف آب را به من داد و از آن آب نوشيدم . سپس گفت :
- مى خواهى به كاروان برسى ؟
مرا بر پشت سر خود سوار شتر كرد و به جانب مكه حركت كرديم . عادت من اين بود كه هر روز دعاى حرز يمانى را مى خواندم . مشغول خواندن آن دعا شدم . در بعضى از جمله ها آن شخص ايراد مى گرفت و مى گفت :
چنين بخوان !
چيزى نگذشت كه از من پرسيد:
- اينجا را مى شناسى ؟
نگاه كردم ، ديدم در مكه هستم .
امر كردند:
- پياده شو!
وقتى پياده شدم ، او بازگشت و از نظرم ناپديد شد. در اين وقت فهميدم كه او حضرت قائم (عج ) بوده است .
از فراق او و از اينكه او را نشناختم متاءسف شدم . بعد از گذشت هفت روز، كاروان ما به مكه رسيد.
افراد كاروان ، چون از زنده ماندن من ماءيوس شده بودند، يكباره مرا در مكه ديدند و از اين رو، بين مردم مشهور شدم كه من ((طى الارض )) دارم .
علامه مجلسى (ره ) در پايان اظهار مى كند كه پدرم گفت :
دعاى حرز يمانى را نزد وى خواندم و آن را تصحيح كردم ، شكر خدا كه او به من اجازه نقل و تصحيح آن را داد. (87)

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 14:33  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
یادش بخیر این آهنگ را هیچ وقت یادم نمیره.تو صف نماز تو حرم امام رضا نشسته بودیم که یکی برای زنگ گذاشته بود.خلاصه گفت یادگاری بهت میدم که هر وقت گوش میکنم یادش میوفتم.کاشکی ظهور کنی آقا....

      

                                                      دریافت

 

            

با چه كسانى مشورت كنيم  

 

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
مشورت داراى حدودى است كه بايد رعايت شود و اگر حدودش مراعت نشود، ضررش بيش از منفعت آن خواهد بود:
1. كسى كه با او مشورت مى كنيد آدم عاقل باشد.
2. آزاد متدين باشد.
3. رفيق فهميده باشد.
4. در مورد مشورت او را آگاه كنى تا كاملا به منظورت پى ببرد.
5. پس از آگاهى بر اسرار تو، آن را پنهان كند.
زيرا اگر عاقل باشد به شما منفعت مى رساند.
و اگر آزاد متدين باشد در نصيحت و راهنمايى شما مى كوشد. و اگر رفيق واقعى باشد اسرار شما را پنهان خواهد نمود.
و اگر درست منظورت را درك نمايد، آن وقت مشورتى كامل انجام مى پذيرد.(57

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 11:41  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
                                                     دریافت

                      

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 11:32  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
                                                    دریافت

                                      

اميرالمؤ منين على عليه السلام روز جمعه در كوفه سخنرانى زيبايى كرد، در پايان سخنرانى فرمود:
اى مردم ! هفت مصيبت بزرگ است كه بايد از آنها به خدا پناه ببريم :
1-
عالمى كه بلغزد.
2-
عابدى كه از عبادت خسته گردد.
3-
مؤ منى كه فقير شود.
4-
امينى كه خيانت كند.
5-
توانگرى كه به فقر درافتد.
6-
عزيزى كه خوار گردد.
7-
فقيرى كه بيمار شود.
در اين وقت مردى برخواست ، عرض كرد:
يا اميرالمؤ منين ! خداوند در قرآن مى فرمايد: ((ادعونى استجب لكم )):
مرا بخوانيد، دعا كنيد، تا دعايتان را مستجاب كنم .
اما دعاى ما مستجاب نمى شود؟
حضرت فرمود: علتش آن است كه دلهاى شما در هشت مورد يك : اين كه خدا را شناختيد، ولى حقش را آن طور كه بر شما واجب بود بجا نياورديد، از اين رو آن شناخت به درد شما نخورد.
دو: به پيغمبر خدا ايمان آوريد ولى با دستورات او مخالفت كرديد و شريعت او را از بين برديد! پس نتيجه ايمان شما چه شد؟
سه : قرآن را خوانديد ولى به آن عمل نكرديد و گفتيد:
قرآن را به گوش و دل مى پذيريم اما به آن به مخالفت برخواستيد.
چهار: گفتيد ما از آتش جهنم مى ترسيم در عين حال با گناهان و معاصى به سوى جهنم مى رويد.
پنج : گفتيد به بهشت علاقه منديم اما در تمام حالات كارهايى انجام مى دهيد كه شما را از بهشت دور مى سازد. پس علاقه و شوق شما نسبت به بهشت كجاست ؟
شش : نعمت خدا را خورديد، ولى سپاسگزارى نكرديد.
هفت : خداوند شما را به دشمنى با شيطان دستور داد و فرمود: ((ان شيطان لكم عدو فاتخذوه عدوا)): شيطان دشمن شماست ، پس ‍ شما او را دشمن بداريد! به زبان با او دشمنى كرديد ولى در عمل به دوستى با او برخاستيد.
هشت : عيبهاى مردم را در برابر ديدگانتان قرار داديد و از عيوب خود بى خبر مانديد (ناديده گرفتيد) و در نتيجه كسى را سرزنش مى كنيد كه خود به سرزنش سزاوارتر از او هستيد.
با اين وضع چه دعايى از شما مستجاب مى شود؟ در صورتى كه شما درهاى دعا و راه هاى آن را بسته ايد پس از خدا بترسيد و عملهايتان را اصلاح كنيد و امر به معروف كنيد و نهى از منكر نماييد تا خداوند دعاهايتان را مستجاب كند. (22)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 11:29  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
از دستتون خیلی دلخورم بابا جون نظر یادتون نره.این نظراته که به نویسنده وبلاگ ها انرژی میده.یا علی

                                                       دریافت

                          

رفاقت با سه كس ممنوع  

هر گاه على عليه السلام به منبر مى رفت ، مى فرمود:
مسلمان بايد از رفاقت و دوستى سه كس اجتناب كند؛
1. آدم بى باك و هرزه (در گفتار و رفتار).
2. احمق (كم عقل ).
3. دروغگو.
زيرا آدم بى باك و هرزه ، كارهايش را به تو آرايش مى دهد و مى خواهد كه تو هم مانند او باشى ، چنين شخصى هرگز به درد دين و آخرت تو نمى خورد، دوستى با او جفا و سخت دلى و رفت و آمدنش بر تو، ننگ و عار است .
و اما احمق ، هرگز خير و خوبى از او به تو نمى رسد. هنگام مشكلات اميدى به او نيست ، اگر چه در حل آن تلاش كند و چه بسا اراده كند بر تو خيرى رساند (ولى به واسطه حماقتش ) به تو ضرر مى زند. پس مرگ او بهتر از زندگى اوست و سكوت او بهتر از سخن گفتنش و دورى از وى بهتر از نزديكى با او مى باشد.
و اما دروغگو، هيچگاه زندگى با او بر تو گوارا نيست ، سخنان تو را نزد ديگران مى برد و گفته آنان را نزد تو مى آورد، هرگاه صحبتى را تمام كند سخن ديگرى را شروع مى كند، ممكن است گاهى راست هم بگويد ولى مردم باور نكنند، مى كوشد مردم را به يكديگر دشمن سازد، در سينه شان كينه بروياند. پس از خدا بترسيد و مواظب خويشتن باشيد(29) و ببينيد كه با چگونه افرادى رفاقت مى كنيد و طرح دوستى مى ريزيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 11:22  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
مواظب باشیم مثل سال قبل از دستش ندیم.

 

دریافت 1

 

سنت از مبدأ كلي و ذات قدسي نشات مي‌گيرد.(5) به همين سبب، دكتر نصر معتقد است كه سنت ريشه‌ي ديني دارد: «دين چيزي است كه انسان را با خدا و در عين حال انسانها را با يكديگر به عنوان اعضاي جامعه يا ملت قدسي پيوند مي‌دهد. اگر دين را به اين معنا فهم كنيم، مي‌توان آن را مبدأ سنت، يعني همچون سر‌آغازي آسماني دانست كه از طريق وحي، حقايق و اصول معيني را متجلي مي‌سازد كه اطلاق و به كار‌گيري آن ها، از آن پس سنت را تشكيل مي‌دهد»(6) نتيجه‌ آن‌‌‌كه سنت همواره ريشه‌اي وحياني و در ماوراء دارد چنانكه عموم سنت‌گرايان نيز بر اين متفق‌القولند: «سنت، همه‌ي آن اموري است كه ريشه در ملكوت، در وحي به معناي اعم دارد.»(

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 14:54  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
واقعا بهشته.فکر کنم امام صادق بودند که فرمودند کربلا قطعه ای از بهشت است.واقعا درسته.حالا ببین اونایی که رفتند و میبینند میفهمند.دعام کنید

                                                                 دریافت 1

عبادت‌ چيست‌؟

 وقتي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ هدف‌ از آفرينش‌ انسان‌ عبادت‌ است‌، بعضي‌ گمان‌مي‌برند كه‌ منظور از آن‌ صرفاً انجام‌ اعمال‌ و مناسكي‌ است‌ كه‌ به‌ نام‌ دعاتحقق‌ مي‌پذيرد مانند نماز و روزه‌ و اذكار گوناگون‌.

آيا حقيقت‌ عبادت‌ و پرستش‌ همين‌ است‌؟ مسلماً نه‌! چه‌ آنكه‌ دعا ونيايش‌ جزيي‌ از عبادت‌ به‌ شمار مي‌روند. طبق‌ جهان‌بيني‌ قرآن‌ هر حركت‌ وعمل‌ مثبتي‌ كه‌ از انسان‌ صورت‌ گيرد، بشرط‌ آنكه‌ به‌ انگيزه‌ قرب‌ ربوبي‌ و براساس‌ارزشها و تكاليف‌الهي‌ باشدآن‌ عمل‌ وحركت‌ عبادت‌محسوب‌ مي‌شود.

بنابراين‌ تعريف‌، زارعي‌ كه‌ با دستهاي‌ پينه‌ بسته‌ خود در نيمه‌هاي‌شب‌،براي‌ تامين‌ امرار معاش‌ خود و خانواده‌اش‌ به‌ آبياري‌ باغ‌ و بستانهامي‌پردازد؛ كارگري‌ كه‌ از صبح‌ تا به‌ شام‌ در كنار صداهاي‌ سرسام‌آور ماشين‌مشغول‌ كار و كوشش‌ است‌؛ پزشكي‌ كه‌ در اطاِ جراحي‌ تمام‌ انديشه‌ها وافكار خود را براي‌ نجات‌ يك‌ انسان‌ متمركز ساخته‌؛استادي‌ كه‌ در دل‌ شب‌ به‌مطالعه‌ و تحقيق‌ مي‌پردازد، تا گره‌اي‌ از مشكلات‌ فكري‌ بشري‌ را بگشايدو... همه‌ و همه‌ مادامي‌ كه‌ در جهت‌ خدا و به‌ نيت‌ و قصد الهي‌ ــ كه‌ نتيجه‌ وثمرش‌ مردمي‌ است‌ ــ مي‌كوشند، هر آن‌ و لحظه‌ در حال‌ عبادت‌ به‌ سرمي‌برند.

خلاصه‌، هدف‌ اين‌ است‌ كه‌ همه‌ كارها و اعمال‌ و رفتار انسان‌للّه‌ شود.يعني‌ انسان‌ به‌ مرحله‌اي‌ برسد كه‌ حتي‌' خوردن‌ و خوابيدن‌ و زنده‌ ماندن‌ ومردنش‌ همه‌ وهمه‌ براي‌ خدا باشند.

قُل‌ْ اِن‌َّ صَلا'تي‌ وَ نُسُكي‌ وَ مَحْيا'ي‌َ وَ مَما'تي‌ِ لِلّه‌ِ رَب‌ِّ العا'لَمين‌َ

حركات‌ و اذكاري‌ هم‌ كه‌ به‌ عنوان‌ دعا و نيايش‌ در اسلام‌ مورد تاكيد قرارگرفته‌، براي‌ آن‌ است‌ تا انسان‌ حالت‌ بندگي‌ خود را حفظ‌ كرده‌ و با آگاهي‌خود را به‌ سوي‌ خدا بكشاند. دعا نيز ــ آن‌ گونه‌ كه‌ گروهي‌ پنداشته‌اند،دخالت‌ در كار خداوندي‌ نيست‌، بلكه‌ وسيله‌اي‌ است‌ براي‌ تقويت‌ اراده‌ ونور اميدي‌ است‌ براي‌ برطرف‌ كردن‌ موانعي‌ كه‌ سد راه‌ رشد و تعالي‌ انسان‌هستند. آن‌ هنگام‌ كه‌ تمام‌ درها به‌ روي‌ آدمي‌ بسته‌ مي‌شود و انسان‌ به‌ بن‌بست‌ يأس‌ و نوميدي‌ مي‌رسد، نيايش‌ تنها وسيله‌اي‌ است‌ براي‌ نشاط‌ وشادماني‌ روح‌ و گريز از غم‌ و اندوه‌ و حركتي‌ است‌ به‌ سوي‌ قله‌هاي‌ رفيع‌كمال‌. به‌ وسيله‌ دعا انسان‌ زنگارها و آلودگيهاي‌ درون‌ را شسته‌ و خود راآماده‌ مي‌سازد تا در مسير كمال‌ گام‌ نهد.

نيايش‌پروازروح‌است‌ به‌سوي‌ معبود. پرواز بنده‌ است‌ به‌ سوي‌ الله‌. پروازبينهايت‌ منفي‌ است‌ به‌ سوي‌ بينهايت‌ مثبت‌. پرواز ناقص‌ است‌ به‌ سوي‌ كمال‌.

آلكسيس‌ كارل‌ در اين‌ باره‌ چنين‌ مي‌گويد:

«نيايش‌ به‌ آدمي‌ نيروي‌ تحمل‌ غمها و مصايب‌ را مي‌بخشد وهنگامي‌ كه‌ كلمات‌ منطقي‌ براي‌ اميدواري‌ نمي‌توان‌ يافت‌، انسان‌ رااميدوار مي‌كند و قدرت‌ ايستادگي‌ در برابر حوادث‌ بزرگ‌ به‌ اومي‌دهد.»               
«نيايش‌ بر روي‌ صفات‌ و خصايل‌ انسان‌ اثر مي‌گذارد. بنابراين‌، بايدنيايش‌ را پيوسته‌ انجام‌ داد.»      
«اجتماعاتي‌ كه‌ احتياج‌ به‌ نيايش‌ را در خود كشته‌اند، معمولاً از فسادو زوال‌ مصون‌ نخواهند بود.»

ويليام‌ جيمز نيز درباره‌ نيايش‌ چنين‌ مي‌گويد:

«چنانكه‌ حقايق‌ و واقعيتهاي‌ پزشكي‌ را قبول‌ داشته‌ باشيم‌،پزشكاني‌ چند اظهار داشته‌اند كه‌ در بسياري‌ از موارد، دعا، دربهبودي‌ حال‌ بيمار مؤثر بوده‌ است‌. بنابراين‌، بايد دعا را در معالجه‌بيماران‌ يكي‌ از وسايل‌ مؤثر دانست‌. در مورد بسياري‌ از مردم‌، دعابراي‌ معالجات‌ امراض‌ روحي‌ بسيار مؤثر بوده‌ و در نتيجه‌، صحت‌بدني‌ و جسمي‌ آنها را در پي‌ خواهد داشت‌.»              
«دعا و نماز امر ذهني‌ و وهمي‌ نيست‌ و عبارت‌ است‌ از كسب‌بيشتري‌ از نيروي‌ معنوي‌ و يا به‌ عبارت‌ ديگر، رحمت‌ الهي‌.»(5)

بنابر آنچه‌ گفتيم‌، عبادت‌ كه‌ در اسلام‌ به‌ عنوان‌ فلسفة‌ آفرينش‌ و هدف‌خلقت‌ شده‌ است‌، داراي‌ يك‌ ويژگي‌ مهم‌ است‌ كه‌ هيچ‌ يك‌ از اديان‌ ومذاهب‌ كنوني‌ از آن‌ برخوردار نيست‌ و آن‌ اينكه‌ شامل‌ تمام‌ فعاليتهاي‌ انساني‌مي‌شود، چه‌ آنجا كه‌ انسان‌ به‌ نيايش‌ خدا مي‌پردازد و به‌ نماز مي‌ايستد و خودرا مي‌سازد، و چه‌ آنجا كه‌ در قلب‌ جامعه‌ مشغول‌ فعاليت‌ و تلاش‌ است‌، و چه‌در كانون‌ خانواده‌، آنجا كه‌ با همسر و فرزندان‌ يا پدر و مادر خود رابطه‌برقرار مي‌سازد. در حالي‌ كه‌ عبادت‌ در مذاهب‌ ديگر منحصر به‌ نيايش‌ وبرقراري‌ رابطه‌ با خداست‌، و شامل‌ فعاليتهاي‌ فرهنگي‌، سياسي‌، اقتصادي‌،خانوادگي‌ و غيره‌ نمي‌شود.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 14:15  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
 روی کلمه دریافت  کلیک کرده//صفحه ای باز می شود///پایین صفحه سمت راست کلمه

click here کلیک کنید.

دانلود کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 14:0  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
هیشکی به پا حاجی نمیرسه اما بالاخرا تک و توک خوب هم دارند.البته هر کی یه نظری داره و نظرش هم محترم اما خداییییییییییش....

دریافت

بن عباس نقل مى كند:
ما با پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در آخرين حجى كه در سال آخر عمر خود بجاى آورد (حجة الوداع ) بوديم . رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) حلقه در خانه كعبه را گرفت و رو به ما كرد و فرمود:
آيا حاضريد شما را از علامتهاى آخرالزمان باخبر سازم ؟
سلمان كه در آن روز از همه به پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نزديك بود، عرض كرد:
آرى ، يا رسول الله !
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود:
از علامت هاى آخرالزمان ضايع كردن نماز، پيروى از شهوات ، تمايل به هواپرستى ، گرامى داشتن ثروتمندان و فروختن دين به دنياست و در آن وقت قلب مؤ من در درونش آب مى شود مثل آب نمك در آب ! از اين همه زشتيها كه مى بيند و قدرت بر جلوگيرى آن را ندارد.
سلمان پرسيد: آيا چنين چيزى واقع خواهد شد؟
حضرت فرمود: آرى ، سوگند به خداوند! اى سلمان ! در آن وقت زمامداران ظالم ، وزيرانى فاسق ، كارشناسان ستمگر و امنايى خائن بر مردم حكومت كنند.
سلمان پرسيد: آيا چنين امرى واقع خواهد شد؟
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود:
آرى ، سوگند به خدا! اى سلمان ! در آن وقت زشتى ها زيبا و زيبايى ها زشت مى شود. امانت به خيانتكار سپرده مى شود و امانتدار خيانت مى كند، دروغگو تصديق مى شود و راستگو تكذيب !
سلمان پرسيد:
آيا اين امر واقع خواهد شد؟
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود:
آرى ، سوگند به خداوند! در آن وقت حكومت به دست زنان و مشورت با بردگان خواهد بود، كودكان بر منبر مى نشينند، دروغ خوشايند و زرنگى ، زكات ضرر و بيت المال غنيمت محسوب مى شود!
اولاد در حق پدر و مادر جفا مى كنند و به دوستانشان نيكى مى نمايند و ستاره دنباله دار طلوع مى كند!
سلمان پرسيد:
آيا چنين چيزى واقع خواهد شد، يا رسول الله ؟
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود:
آرى ، اى سلمان ! در آن زمان زنان در تجارت با شوهران خود شريك مى شوند، باران رحمت كم ، جوانمردان بخيل ، تهى دستان حقير مى شوند، بازارها به هم نزديك مى گردد و همه از خدا شكايت مى كنند. يكى مى گويد سودى نبردم و ديگرى مى گويد چيزى نفروختم .
سلمان پرسيد: اين امر واقع خواهد شد؟
حضرت فرمود:
آرى ، در آن وقت گروهى به حكومت مى رسند، اگر مردم حرف بزنند آنها را مى كشند و اگر سكوت كنند اموالشان را غارت ، حقشان را پايمال مى كنند و خونشان را مى ريزند و دلها را پر از كينه و وحشت مى كنند و...
در آن زمان اشياء و قوانين را از شرق و غرب مى آورند و امت من رنگارنگ مى شوند، نه ، بر كوچك رحم مى كنند و نه ، بر بزرگ احترام مى گذارند و نه ، گناه كارى را مى بخشند، هيكل هايشان مانند آدميان و قلب هايشان همچو شياطين است .
در آن زمان لواط زياد مى شود، مردان خود را شبيه زنان مى كنند و زنان خود را شبيه مردان ، لعنت خدا بر آنها باد!
در آن زمان مساجد را زينت مى كنند، قرآن ها را آرايش مى دهند و مناره هاى مساجد را بلند مى نمايند و صفهاى نمازگزاران زياد، اما دلهايشان به يكديگر كينه توز و زبانهايشان مختلف است !
مردان و پسران ، خود را با طلا زينت مى كنند و لباس حرير و ديباج مى پوشند، پوست پلنگ را براى اظهار بزرگى در بر مى كنند.
ربا در بين مردم شايع مى شود و معاملات با غيبت و رشوه انجام مى گيرد، دين را مى گذارند و دنيا را برمى دارند!
طلاق زياد مى شود، حدود اجرا نمى گردد، زنان خواننده و آلات نوازندگى آشكار مى گردد و اشرار امت به دنبال آنها مى روند، ثروتمندان براى تفريح و طبقه متوسط براى تجارت و فقرا براى ريا و خودنمايى به حج مى روند!
عده اى قرآن را براى غير خدا و عده اى براى خوانندگى ياد مى گيرند و گروهى نيز علم را براى غير خدا مى آموزند، زنازاده فراوان مى شود و براى دنيا با يكديگر عداوت مى كنند!
پرده هاى حرمت پاره مى گردد، گناه زياد مى شود، بدان بر خوبان مسلط مى شوند دروغ فراوان ، لجاجت شايع و فقر فزونى مى يابد، با انواع لباسها بر يكديگر فخر مى فروشند، قمار و آلات موسيقى را تعريف مى كنند و امر به معروف و نهى از منكر را زشت مى شمرند.
مؤ من واقعى در آن زمان خوار است ، قاريان قرآن و عبادت كنندگان پيوسته از يكديگر بدگويى مى كنند و در ملكوت آسمانها آنان را افراد پليد مى دانند.
ثروتمندان از فقر مى ترسند و بر فقرا رحم نمى كنند و آدمهاى نالايق درباره جامعه سخن مى گويند كه حقيقت ندارند، حرفهايشان فقط شعار است !
در آن زمان صداى تواءم با لرزش از زمين برمى خيزد كه همه مى شنوند، گنجهاى طلا و نقره بيرون مى ريزند ولى براى انسان ديگر سودى نخواهند داشت و دنيا به آخر مى رسد...(11)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 13:42  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
من اسمشو گذاشتم گلستان چون تو گلستان شهدا که میزارم خیلی هال میده.ایشا الله خوشتون بیاد.بجای قدر دانی فقط دعام کنید که خدا ایمانمو ازم نگیره/یا علی

دریافت

..........................

4- نگاه خائنانه

شخصى به پيغمبر صلى الله عليه و آله عرض كرد:
فلانى به ناموس همسايه (خائنانه ) نگاه مى كند و اگر امكان آن را داشته باشد از اعمال خلاف عفت نيز پروا ندارد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله از اين قضيه سخت بر آشفت و فرمود:
- او را نزد من بياوريد!
شخص ديگرى گفت :
او از پيروان شما مى باشد و از كسانى است كه به ولايت شما و ولايت على عليه السلام معتقد است و نيز از دشمنان شما بيزار است .
پيغمبر گرامى صلى الله عليه و آله فرمود:
نگو او از پيروان شما است ، زيرا كه اين سخن دروغ است . چون پيروان ما كسانى هستند كه پيرو ما بوده و عملشان همانند عمل ما مى باشد.
ولى آنچه درباره اين مرد گفتى از اعمال و كردار ما نيست

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 13:36  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 

دریافت
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 13:30  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
دریافت

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 12:52  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 

 

دریافت

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 12:50  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
دریافت

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 11:44  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
1)www.hajiamin.blogfa.com(2          www.aminpakestan.blogfa.com

                                      3)www.amindariush2000.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 11:22  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
التماس دعا.برام خیلی دعا کنید هم برا من هم برا .....

دریافت1

دریافت2

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 12:50  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
خوش بحالشون.همییییییییییییییییین.ایم کلیپ موبایلش که حاجی اجرا کرد. + حضرت علی اصغر

راستی یه چیزی یادم اومد.با خانواده که رفته بودیم کربلا یک روز بردندهمون مقامهای دور حرم مثل تل زینبیه مقام حضرت علی اکبر نهرعلقمه و یکی ازون جاها مقام حضرت علی اصغر علیه السلام بود یادمه بعد از رد شدن از یه عالمه کوچه رسیدیم باورتون نمیشه تموم سیمهای برقشون ول شده از یک سرکوچه به اون ور خلاصه خیلی توهم تو هم و روی یه دیوار نوشته بودناز زدن طبل و عزاداری کردن خودداری کنید.منظوراینکه اصلا براشون مهم نیست ما قربونش برم یه امام رضا داریم برو و ببین چه خبره.ما شا الله.پس روضه حضرت علی اصغر  رو که حاجی خونده ببینید.من تصمیم گرفتم اکثر فایلم طوری باشه که تو موبایلاتون بخونه.آخه حداقل تو هم برای ۲ نفر دیگه میرفسی دلا پاک میشه.یا حق

دریافت                      دریافت2         دریافت 3

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 11:18  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
خیلی ها با حاجی بدند شاید چون با سران دولت آمد و شد داره یه کلیپی هم براش ساختند که نمیذارم که به حدادیان عزیز ربط داره واااااااااااای از دست زمونه.عطش و دکتر از حاجی + یه تم از حاجی+جبرییل و آدم +ام پی تری+ اون یکی را نمیگم تا ببینی اما اگه دیدی و شونه هات شروع به لرزیدن گرفت التماس دعا. 

دریافت1

دریافت2

دریافت3

دریافت4

دریافت5l

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 18:34  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
            گرد و غبار قافله حاجی بخدا پشیمون نمیشی من که باش خیلی حال میکنم برا هرکی هم گذاشتم تغییر کردی .حتما بریزش رو گوشی بجای اینهمه چیز .... که تو اتوبوس برا هم بلوتوث میکنند که بجز گناه هیچی نیست برای دیگران برفسید.  مسلمش را رو موبایل ببینید که چقدر مردم مثل الان پست بودند که ۱ روز نتونستند دووم بیارند

اینم یه عکس دیگه از حاجی راستی برای ماه رمضان قبل از شروع ترم میرم پیشش.  و در آخر هم یه کلیپ از حمید علیمی عزیز که واقعا زیباست.

دریافت1     دریافت2    دریافت3    دریافت4

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 17:52  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
Image and video hosting by TinyPic" />

ینهم درد دل حاجی ومسجد ارکی ها ماه رمضان ۸۶ با حضرت صاحب عج هرکی شنیده دیوونش شده

صلوات ودعای خیر یادتون نره

 

همین بس برای ما که آقا  مقام معظم رهبری از اول گزینه ای که برای روضه  هاشون استفاده میکنند حاج منصور ارضی است واین  فصل الخطاب است

روزی حضرت آقای حسن زاده آملی درموردروضه بی بی جان سه ساله ام حضرت رقیه س که حاجی با اون نوای ملکوتیش خونده بود فرموده بودند

با این روضه  آسمانی ها گریه کردند یا علی ع 

یادمه درجمعی نورانی در محضر مرحوم سیبویه که ۴۰سال پیش نماز حرم مطهرحضرت سقای القمه ع بود نشسته بودیم وایشان باخلوص دل از حاجی تجلیل میکرد روحش شاد .

خدایا سایه اش را کم مگردان......اسیر بی کسی و غم مگردان
خدا،منصور ارضی مرد راه است......دلش را خانه ی ماتم نگردان

(شعر از عزیز دلم عباسعلی محمد بیگی)

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:19  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 

مسلمیه عرفه  کربلا  یوم الترویه  زنگ کاروان  یه کسی که آدمو تکون بده آماده کنه عطر ارباب رو بده 

مسلمیه عرفه  کربلا  یوم الترویه  زنگ کاروان یه کسی که آدمو تکون بده آماده کنه عطر ارباب رو بده 

مسلمیه عرفه  کربلا  یوم الترویه  زنگ کاروان  یه کسی که آدمو تکون بده آماده کنه عطر ارباب رو بده 

مسلمیه عرفه  کربلا  یوم الترویه  زنگ کاروان  یه کسی که آدمو تکون بده آماده کنه عطر ارباب رو بده 

مسلمیه عرفه  کربلا  یوم الترویه  زنگ کاروان  یه کسی که آدمو تکون بده آماده کنه عطر ارباب رو بده 

مناجات کنه توروز عرفه با معبود ببردت یش امام زمان عج روضه ای بخونه که وا تو روز عاشورآ پیدانکردم

روزی که خدا اول به زائرای حسین ع نگاه میکنه بعد به زوار عرفاتش آی کربــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــا

شبها شبای غریبی اول سفیر حسینی ع مسلم ابن عقیل س است همه هیئتی ها استخوون  ترکونده های هیئتی ها این شبا میان کربلای ایران سیدالکریم س

 از دیشب شروع شده امشب وفردا شب هم ادامه داره

به امام حسین ع نمیدونی چه خبره؟فقط به قول قدیمی ها هرکی برا محرم رزق میخواد این شبا نباید برای مسلم س کم بزاره

ولی حرف من عرفه است روز روز شناخته. {{ من عرف نفسه فقد عرف ربه}} که فقط گشایش این مطلب بدست امام حسین ع وخانواده اش ع است وبس

میدونستید مجلس عرفه رو تقریبا فقط حاجی به مدد ارباب زنده کرده وتقریبا قبلا حاجی در ایران اینجوری برنامه نبوده حتی کره زمین

پنج شنبه عرفه از نماز ظهر به بعد حدود ساعت13شروع میشه اومدی تاحالا؟نیومدی که از زندگیت خیری ندیدی ناراحت نشیا هنوز حاجی هست بیا

مجنون برلیلابنشیند خوشش آید ازلعل لبش بوسه بچیند خوشش آید

درجمع حسین واله ومستیم   دیوانه چودیوانه ببیند خوشش آید

حاجی بخونه منم دیوونه شم اشک برای حسین ع پاکی از گناه صله به بی بی دوعالم س

نمیدونم از چی بگم عرفه ای که حاجی میخونه که باهمه فرق داره از مناجاتش از علمی بحث کردنش از اسرارو جلواتش از ظاهر وباطنی که فقط او بین ما از ارباب ع گرفته وبرای هر اهل دلی کلیدیست برای قفل های این عالم

سخنرانی های عجیب حاجی اون جمعیت عجیب کل دوساختمان وکل پارکینگ حتی از میدان سعدی تا انتهای خ استقلال مملو جمعیته الله اکبر

روضه های مناجاتی معروفش انالذی هاش انت الذی هاش شهادتین هاش شهادت بارگ های بریده اش بسه گریه ام گرفت های های سینه زنی هاش....

وای وای وای غروبش و یاد امام زمان عج ودعوتش به مجلس اونم باروضه حضرت اباالفضل ع

دیگه نمیتونم چیزی بگم

منواز دعا فراموش نکنید
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:17  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 

Image and video hosting by TinyPic" />از حضرت علی (ع) پرسیدند: زیرک ترین آدم ها کیست؟فرمود: کسی که از خود و عمل خود برای بعد از مرگ حساب بکشد.پرسیدند: چگونه؟فرمود: چون صبح تا شب به کار و زندگی پرداخت. در شب به خود برگردد و بگوید: ای نفس ! امروز روزی بود که بر تو گذشت و دیگر باز نمیگردد. خداوند در مورد این روز از تو خواهد پرسید که روز را چگونه گذراندی و در آن چه کردی؟ آیا به یاد او و سپاس او بودی؟ آیا گره از کار فروبسته مومنی گشودی؟ آیا گرد غم از چهره ای زدودی؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:16  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
Image and video hosting by TinyPic" />

نتقاد شديد حاج منصور ارضي از شهردار تهران و جريان برانداز ضدديني

 

حاج منصور ارضي با تأكيد بر هوشياري نيروهاي انقلاب، نسبت به تحركات جريان برانداز ضدديني براي بازگشت به قدرت هشدار داد.

حاج منصور ارضي كه در اجتماع عظيم دعاي عرفه سخن مي‌گفت، با اشاره به نمونه‌هايي از آغاز دور جديد اظهارات ضدديني از سوي برخي افراد نظير يكي از نمايندگان تبريز در مجلس و عضو سابق دفتر تحكيم، خاطرنشان ساخت: لقمه حرام انسان را به جايي مي‌رساند كه براي قدرت دست به هر كاري مي‌زند.

وي در ادامه افزود: اينها كه سال‌هاي قبل كيسه‌هايشان را پر كرده‌اند، بار ديگر مي‌خواهند از غفلت نيروهاي انقلاب سوءاستفاده كنند.

حاج منصورارضي با انتقاد از مجلس هفتم به خاطر عدول از وعده‌ها، تأكيد كرد: بايد مراقب بود و فريب تحصيلات و سوابق را نخورد و با غربال كردن، فقط افرادي را درد دين دارند، به مجلس فرستاد.

اين مداح مشهور با اشاره به فرازهايي از زيارت عاشورا و لعن دشمنان اهلبيت عليهم‌السلام، يكي از اهداف تكرار قرائت اين دعاها را، دشمن‌شناسي و اهميت آن دانست و گفت: در عين حال كه ابن سعد را لعن مي‌كنيم، بايد ابن‌سعدهاي زمان را نيز بشناسيم. آن ملعون، در مقابل فرمايش حضرت اباعبدالله عليه‌السلام كه در قبال كشتن من به گندم ري هم نمي‌رسي، با تمسخر گفت اگر به گندمش نرسم، به جوي طويله‌هاي آن خواهم رسيد!

وي همچنين گفت: برخي از ابن‌سعدهاي زمان ما نيز همينگونه‌اند و هر طوري كه شده، قصد دارند، گوشه‌اي را اشغال كنند و حالا اگر به گندم رياست‌جمهوري نرسيدند، "جو"ي فلان سازمان و شهرداري و مديركلي هم برايشان كافي است. ارضي در بخش ديگري از سخنان خود با انتقاد از شهردار تهران، افزود: خيال كرده‌اند كه از كارهايي كه مي‌كنند، بي‌خبريم.

وي كه در دور دوم سفرهاي استاني به همراه رئيس‌جمهور به مركز استان سفر كرده و شب‌هاي جمعه دعاي كميل را در آن شهر قرائت مي‌كند، در بخش ديگري از سخنان خود به محروميت شديد مردم در برخي نقاط كشور اشاره كرد و گفت: مردم را رها كرده بودند، به طوري كه از كمترين امكانات اوليه زندگي نيز در برخي نقاط محروم هستندحاج منصور ارضي كه روز گذشته در اجتماع عظيم دعاي عرفه سخن مي گفت، با اشاره به نمونه هايي از آغاز دور جديد اظهارات ضدديني از سوي برخي افراد نظير يكي از نمايندگان تبريز در مجلس و عضو سابق دفتر تحكيم، خاطرنشان ساخت: لقمه حرام انسان را به جايي مي رساند كه براي قدرت دست به هر كاري مي زند.

وي در ادامه افزود: اينها كه سالهاي قبل كيسه هايشان را پر كرده اند، بار ديگر مي خواهند از غفلت نيروهاي انقلاب سوءاستفاده كنند.

حاج آقاارضي با انتقاد از مجلس هفتم بخاطر عدول از وعده ها، تأكيد كرد: بايد مراقب بود و فريب تحصيلات و سوابق را نخورد و با غربال كردن، فقط افرادي را درد دين دارند، به مجلس فرستاد..

ایشان همچنین سخنان مقام معظم رهبری رادرمورد عزل ونصب هایشان دردیدار بادانشجویان گوشزد کرد که ما صحبت در گوشی باکسی نداریم{این جمله برای اهلش بود}

اين ذاكر اهلبيت عليهم‌السلام همچنين درباره اختلاف 2 روزه ميان عيد قربان در ايران و عربستان، اظهار داشت:  وهابيت از اهل سنت جداست به این دلیل که اینها از همه دسته هاشون پست ترند اما اين وهابيت ريشه در معاويه دارند كه نماز جمعه را شنبه خواند و يا براي زني عمامه گذاشت و او را به عنوان امام جماعت به مسجد فرستاد. با اين حال، در فقه غني شيعه بن‌بست وجود ندارد و مراجع عظام اجازه مي‌دهند در همان محدوده عربستان، زائران با همان تقويم اعمال را به جا آورند.

گفتني است يكي از بزرگ‌ترين اجتماعات دعاي عرفه در سراسر كشور، همه‌ساله با شركت هزاران نفر، با نواي حاج منصور ارضي در حسينيه صنف لباس‌فروش‌هاي تهران و خيابان‌هاي اطراف برگزار مي‌شود و وي در خلال قرائت دعا، براي دقايقي به بيان مسائل مهم روز مي‌پردا

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:14  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
Image and video hosting by TinyPic" />
برخي از پيش‌گويي‌هاي پيامبران و اوليا درباره حادثه كربلا
ابراهيم علیه السلام به سرزمين كربلا رسيد. آرام آرام با مركبش مي‌گذشت كه ناگهان به گودال قتل‌گاه رسيد و اسب، او را به زمين زد. ابراهيم علیه السلام زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدايا! از من، چه خطايي سر زده است كه به اين بلا دچار شدم؟
جبرئيل نازل شد و عرض كرد: «اي ابراهيم! از تو گناهي سر نزده است. در اين سرزمين، فرزند آخرين فرستاده خدا، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل مي‌رسانند.
 
  •  حضرت آدم در كربلا
هنگامي كه حضرت آدم علیه السلام به زمين فرستاده شد، ميان او و همسرش «حوا» جدايي افتاد. آدم براي يافتن همسرش، به جست‌وجو پرداخت. در ميانة راه، گذارش به كربلا افتاد. پس بي‌اختيار، اشك از چشمانش جاري شد و ابري از غم، دلش را تسخير كرد. سر به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! آيا ديگربار، دچار معصيتي شده‌ام كه اين حال به من دست داده است؟
خطاب رسيد : «اي آدم! گناهي از تو سر نزده است، بلكه در اين سرزمين، فرزند تو ـ حسين علیه السلام ـ  را با ستم، به قتل مي‌رسانند»
عرض كرد: خدايا حسين كيست؟ آيا از پيامبران است؟
ندا آمد: «نه، پيامبر نيست، ولي فرزند پيامبر آخرالزمان ـ محمد بن عبدالله ـ است.»
عرض كرد: خدايا! قاتل او كيست؟
خطاب آمد: «نامش يزيد است كه ملعون آسمان‌ها و زمين‌ است.»
در اين هنگام، به جبرئيل رو كرد و گفت: دربارة قاتل حسين علیه السلام چه بايد كرد؟
جبرئيل گفت: «بايد او را لعن كرد».
آدم علیه السلام چهار بار يزيد را لعن كرد و راه خود را در پيش گرفت و از سرزمين كربلا خارج شد.1

 

  •  كشتي نوح در كربلا
عجله كنيد: «همه سوار بر كشتي شويد. كودكان را فراموش نكنيد. عذاب خداوند نازل شده است» اين كلامي بود كه حضرت نوح علیه السلام به قوم خود مي‌گفت: از آسمان و زمين آب فوران مي‌كرد. وزش باد شديد نيز وحشت و اضطراب مردم را دو چندان كرده است. همه بر كشتي سوار شدند و كشتي بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد. مدتي در راه بود كه ناگهان از حركت ايستاد. نوح علیه السلام، مضطرب و نگران با خود مي‌گفت: خدايا! چه شده است؛ چرا كشتي حركت نمي‌كند؟
ناگهان ندا آمد: «اي نبي‌الله! اين‌جا، سرزميني است كه فرزند زادة خاتم الانبيا صلی الله علیه و آله و سلّم و پسر اشرف اوليا كشته مي‌شود.»
نوح پرسيد: قاتل او كيست؟
ندا آمد: «قاتل او، ملعون آسمان‌ها و زمين است.» نوح علیه السلام چهار بار قاتـلان آن حضرت را لعن كرد تا سرانجام كشتي به راه افتاد و از غرق شدن نجات پيدا كرد.2

 

  •  عبور حضرت ابراهيم از قتل‌گاه
ابراهيم علیه السلام به سرزمين كربلا رسيد. آرام آرام با مركبش مي‌گذشت كه ناگهان به گودال قتل‌گاه رسيد و اسب، او را به زمين زد. ابراهيم علیه السلام زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدايا! از من، چه خطايي سر زده است كه به اين بلا دچار شدم؟
جبرئيل نازل شد و عرض كرد: «اي ابراهيم! از تو گناهي سر نزده است. در اين سرزمين، فرزند آخرين فرستاده خدا، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل مي‌رسانند.»
قاتل او كيست؟
جبرئيل گفت: «قاتل او، ملعون آسمان‌ها و زمين است كه قلم، بر روح اعظم، لعن او را نگاشته است.» در اين هنگام، ابراهيم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت، لعن و نفرين كرد.3
 
  •  باد و سليمان علیه السلام
سليمان بر بساط خود، در آسمان در حال حركت بود. ناگهان، باد به جنب‌و جوش افتاد و بساط سليمان از كنترل وي خارج شد. سليمان علیه السلام تعجب كرد و وحشت و اضطرابي عجيب، سراپاي او را فرا گرفت.
پرسيد: چه شده است؟
باد جواب داد: ما به
 قتل‌گاه حسين علیه السلام رسيده‌ايم.
سليمان پرسيد: حسين علیه السلام
 كيست؟
باد گفت: او فرزند علي بن ابي‌طالب و دختر خاتم ‌الانبيا ـ محمد مصطفي ـ است كه در اين سرزمين، به دست قومي جفاكار به قتل مي‌رسد.
سليمان پرسيد: نام قاتلش كيست؟
پاسخ داد: او ملعون زمين و آسمان‌ها است.
در اين هنگام، سليمان دست به آسمان برداشت و يزيد را لعن كرد. باد به خود آمد و بساط سليمان را برداشت و از زمين كربلا دور كرد.5
 
  •  موسي و كربلا
موسي علیه السلام با «يوشع‌بن نون» در راه بودند كه ناگهان، نعلين موسي پاره شد و خاري در پايش فرو رفت و خون از آن جاري شد. موسي رو به آسمان گفت: خدايا! مگر از من گناهي سر زده است كه به چنين كيفري، در دنيا مبتلا مي‌شوم؟
خطاب رسيد: «اي موسي! نام اين سرزمين كربلا است و در همين سرزمين، خون حسين علیه السلام ريخته مي‌شود و به دست قومي جفاكار به قتل مي‌رسد.»
موسي گفت: خدايا! حسين كيست؟
خطاب آمد: «او فرزند محمد مصطفي، آخرين فرستادة من، است.»
عرض كرد: قاتل او كيست؟ فرمود: «كسي است كه ماهيان دريا و وحشيان صحرا و پرندگان هوا نيز او را لعن مي‌كنند.»
موسي علیه السلام نيز رو به آسمان كرد و قاتلان حسين علیه السلام را لعن و نفرين كرد و با يوشع از زمين كربلا گذشت.5
 
  •  عيسي علیه السلام  و كربلا
عيسي علیه السلام كه در جمع حواريان بود و از سرزمين كربلا مي‌گذشت، پس از شنيدن خبر قرار گرفتن شيري بر سر راه عابران، جلو آمد و رو به شير گفت: چرا در اين راه نشسته‌اي و مانع رفت و آمد عابران هستي؟
حيوان به زبان آمد و گفت: يا نبي‌الله! نمي‌گذاريم از اين‌جا بگذري، مگر آن كه بر يزيد، قاتل حسين، لعن كني.
عيسي علیه السلام پرسيد: قاتل او كيست؟
شير گفت: ملعون چرندگان و پرندگان و درندگان بيابان‌ها است، به ويژه در ايام عاشورا.
عيسي علیه السلام به همراه حواريان دست به آسمان برداشت و يزيد و قاتلان امام حسين علیه السلام را لعن كرد. آن‌گاه شير از سر راه كنار رفت و آنان از آن سرزمين گذشتند.6

پي‌نوشت‌ها:
1. علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج10، ص 156.
2. همان، ص 158.
3. همان.
4. همان، ص 157.
5. همان، ص 156.
6. همان، ص 157


منبع : ماهنامه موعود شماره 72
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:3  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 
Image and video hosting by TinyPic" />

امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد: حضرت ابراهيم عليه السلام براى عبرت گرفتن از مخلوقات خدا در شهرها مى‌گشت، روزى گذرش به بيابانى افتاد، شخصى را ديد جامه مويين پوشيده و با صداى بلند نماز مى‌خواند.

ابراهيم عليه السلام از نماز او تعجب کرد، نشست و انتظار کشيد تا نماز او تمام شود، ولى او نماز را رها نمى‌کرد، چون بسيار به طول انجاميد ابراهيم عليه السلام او را با دست تکان داد و گفت: با تو کارى دارم نمازت را تمام کن .

عابد دست از نماز کشيد و کنار ابراهيم عليه السلام نشست.

ابراهيم عليه السلام از او پرسيد براى چه کسى نماز مى‌خوانى؟

گفت: براى خدا .

پرسيد: خدا کيست؟

گفت: آن کس که من و تو را خلق کرده است.

گفت: طريق تو مرا خوش آمد، دوست دارم براى خدا با تو برادرى کنم، خانه‌ات کجاست که هر گاه خواستم تو را ملاقات کنم به ديدنت بياييم ؟

عابد گفت: خانه من جايى است که تو را به آنجا راه نيست .

ابراهيم عليه السلام گفت: يعنى کجاست؟

گفت: وسط دريا.

پرسيد: پس تو چگونه مى‌روى؟

گفت: من از روى آب مى‌روم .

ابراهيم عليه السلام گفت: شايد آن کس که آب را براى تو مسخر کرده است، براى من نيز چنين کند، برخيز تا برويم و امشب را با هم باشيم .

آن دو حرکت کردند، وقتى به دريا رسيدند، مرد عابد بسم الله گفت و بر روى آب حرکت کرد، حضرت ابراهيم عليه السلام نيز بسم الله گفت و به دنبالش رفت .

آن مرد از اين کار ابراهيم عليه السلام خيلى تعجب کرد.. وقتى به خانه آن مرد رسيدند، ابراهيم عليه‌السلام از او پرسيد: خرج و مخارج زندگى‌ات را از کجا تامين مى‌کنى؟

گفت: از ميوه اين درخت، آن را جمع مى‌کنم و در تمام سال با آن معاش مى‌کنم.

ابراهيم عليه السلام از او پرسيد: کدام روز از همه روزها بزرگتر است؟

گفت: روزى که خدا خلايق را بر اعمالشان جزا مى‌دهد.

ابراهيم عليه السلام گفت: بيا دست به دعا برداريم، يا تو دعا کن من آمين مى‌گويم و يا من دعا مى‌کنم تو آمين بگو.

عابد گفت: براى چه دعا کنيم؟

ابراهيم عليه السلام گفت: دعا کنيم که خدا ما را از شر آن روز نگاه دارد، دعا کنيم که خدا مؤمنان گناهکار را مورد آمرزش قرار دهد.

عابد گفت: نه، من دعا نمى‌کنم .

پرسيد: چرا؟

گفت: براى اين که سه سال است حاجتى دارم هر روز دعا مى‌کنم ولى هنوز دعايم مستجاب نشده است و تا آن برآورده نشود شرم مى‌کنم که از خداوند چيز ديگرى بخواهم .

ابراهيم عليه السلام گفت: خداوند متعال هرگاه بنده‌اش را دوست داشته باشد، دعايش را به درجه اجابت نمى‌رساند تا او بيشتر مناجات و اظهار نياز کند، اما وقتى بنده‌اى را دشمن دارد، يا زود دعايش را مستجاب مى‌کند و يا نااميدش مى‌کند که ديگر دعا نکند و بيشتر از آن با خدا صحبت نکند.

آن گاه ابراهيم عليه السلام از او پرسيد: حالا بگو ببينم چه چيزى از خدا خواسته‌اى که او براى تو برآورده نکرده است؟

مرد عابد گفت: روزى در همان جاى نمازم مشغول نماز بودم که ناگاه کودکى را در نهايت زيبايى و جمال، با سيمايى نورانى، موهايى بلند و مرتب ديدم که چند گوسفند چاق و فربه و چند گاو که گويى بر بدن آنها روغن ماليده بودند، مى‌چرانيد. من از آنچه ديده بودم بسيار خوشم آمد. گفتم: اى کودک زيبا، اين گاو و گوسفندها مال کيست؟ گفت: مال خودم است . گفتم: تو کيستى؟ گفت: من پسر ابراهيم خليل خدا هستم . من در همان موقع دست به دعا بلند کردم و از خدا خواستم که خليلش را نشان من دهد. (ولى سه سال است که هنوز خبرى نيست .)

ابراهيم عليه السلام گفت: منم ابراهيم، خليل خدا و آن کودک که مى‌گويى پسر من است .

عابد گفت: الحمدلله رب العالمين که دعاى مرا مستجاب کرد. و آنگاه دست در گردن ابراهيم عليه السلام انداخت و دو طرف صورت او را بوسيد و گفت: حالا بيا و تو دعا کن تا من آمين بر دعاى تو بگويم .

ابراهيم عليه السلام دست به دعا بلند کرد و گفت: خداوندا گناهان مؤمنين و مؤمنات را تا روز قيامت ببخش و از آنها راضى باش.

و عابد آمين گفت.

آنگاه امام باقر عليه السلام فرمود: دعاى ابراهيم عليه السلام کامل است و شامل حال شيعيان گناهکار ما تا روز قيامت مى‌شود.

منبع:

برگرفته از کتاب عاقبت بخيران عالم، جلد 2، اثر على محمّد عبداللهى." alt="بقئل سعيد رستگار برا حاجي ميميرم" />

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:1  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  | 

بسم الله الحی الجمیل

باعرض سلام و ادب محضر تمام دوستان و عزیزان دل سید انشاالله عید باستانی ایرانی به همه خوش گذشته باشه و کمال این چند صبا را از گذشت روزگاران برده باشید و هم کمال و هم جمال را پیدا کرده باشید .امروز بعداز فریضه نماز صبح بسیار حال خوبی پیدا کردم و در آرشیو وبم دنبال مطلبی بودم چون در این عید قشنگ مطالبی را در وب ثبت کردم که در زمان لازم به نمایش برای خواص و ... قرار دهم .گذشتم تا گذاشتم تا رسیدم به زندگانی شیخ الحق استاد کامل در علوم کامل جناب حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي.رحمت الله علیه .چه زیبا زندگانی داشته و بعضی وقتها که دل حقیقت جو  میشود و دیدگان دنبال اشک است خوب است این مطلب خوانده شود

هوالحق الحی

تمثال مبارک حضرت آیت الله استاد حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي.رحمت الله علیه

واما غرض این است 

روزهاي زندگاني انسان ايام هجرت او از « عالم قدس » است تا در كلاس تربيت و خود سازي شركت كند و در مدرسه آفرينش حضور يابد و پس از چندي به ابديت رجعت كرده در ديار قرب قرار گيرد.
از طلوع خورشيد حيات تاكنون چهره هايي صبح امید اين كلاس را با بهترين امتياز پشت سر گذاشته و با دستيابي به قله قدس و معرفت « مقام آدميت » را كسب كرده اند.
عارف فرزانه و عالم وارسته « حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي » از جمله انسانهاي هوشمندي بود كه سرمايه عمر خويش را با خداي خود سودا نمود و بر لحظه لحظه آن ديده بصيرت آميز و ژرف نگر گشود. مدتي به « تحصيل » پرداخت و زماني « تدريس » را پيشه خود ساخت و عمري را به « تهذيب » خود و ديگران گذراند. و سرانجام با نفس مسيحايي خويش « روح الله » پروريد و « چلچراغ هدايت و رستگاري » در شبستان حوزه آويخت .
اينك نسيم لطف الهي فرصت بهار گونه برايمان پديد آورده است با هم گذري شتابان و سيري سريع برزندگاني آن فرهيخته والاگوهر مي نماييم تا از آبشار معرفت وي زلال انديشه و جرعه هاي ناب از آن خود سازيم .
ميلاد ميرزا
خورشيد قرن سيزدهم هجري روبه افول بود كه تبريز لبريز از شادي و سرور شد. « لطف » الهي پسري زيبا به خاندان « حاج ميرزا شفيع » داد كه « جواد » ش نام نهادند. گلخنده هاي شادي و شور بر چهره اهل خانه نشسته بود و همگان بوسه سپاس در درگاه الهي مي زدند. پدر طفل به پاس اين نعمت چندين روز مردم شهر را از « سفره نعمت » خود بهره مند ساخت .
« جواد » در دامان مادري مهربان و پدري صالح مراحل رشد و ترقي را پيمود و سالهاي كودكي هر يك دفتري نوبر ديدگان وي مي گشود.
شيرين جرعه هاي معرفت
پاي همت به مدرسه نهاد و با كمال ادب و فروتني زانوي تعلم در مقابل استاد بر زمين زد. صرف نحو منطق معاني بيان و دروس مقدماتي ديگر را در تبريز فراگرفت و پس از مدتي « سطح » را به پايان رساند. روشني باران نور در سرزمين وجودش وي را راهي ديار يار ساخت و به سوي نجف اشرف هدايت نمود.
بسان عبدي ذليل و مريدي فقير پاي ارادت بر صحن مولاي خود نهاد و با قدمهاي همراه با محبت خويش به سوي « ضريح ولايت » شتافت و از آن حضرت استمداد « تحصيل و تهذيب » نمود.
چندي از ورود او به نجف اشرف نگذشته بود كه عشق ولايت كاري كارستان كرد و شعله هاي هدايت يكي پس از ديگري رخ نشان داد. دست تقدير پاي او را به درس محدث محقق ميرزا حسين نوري كشاند و انديشه باشكوه وي را از انبوه دانش و بينش فقيه وارسته آيه الله حاج آقا رضا همداني بارورتر ساخت . ثمرآفرين خوشه هاي فكر و انديشه ميرزا جواد آقا با حضور در درس آخوند ملا محمد كاظم خراساني چشمگيرتر شد و تابناكي چهره وجود او با آشنايي با آخوند ملا حسينقلي همداني افزون گرديد هم او كه بسان اكسيري ميرزا جواد آقا از ملك به ملكوت رسانيد كسي كه نسيم نگاهش غبار رذايل را از صفحه جان انسانها مي شست و تاثيري ژرف در كلامش ديده مي شد.
چلچراغ بيداري
سالهاي هجرت و روزهاي تشرف در نجف با انبوه بكرات همراه بود و تلاش بسيار در راه تحصيل و تهذيب رهاوردهاي مباركي در پي داشت . تا اينكه ميرزا جواد آقا در سال 1321 قمري 270 ش . آهنگ رجعت به ايران كرد و به زادگاهش تبريز وارد شد.
جاذبه معنوي او روشن ضميران پاك را بسان پروانه هايي عاشق گرداگردش به پرواز درآورد و از محضر پرفيض وي آنان را سيراب ساخت . دانش پژوهان از بارش دانش وي بهره مي بردند و مردم نيز با قلبي مطمئن و روحي پرشور اطراف او حلقه مي زدند. در اين سالها بود كه واقعه مشروطه پديد آمد و ارتش روسيه بخشي از آذربايجان را اشغال كرد مردم بي پناه آن خطه به خاك و خون كشيده شدند و شهر تبريز محاصره گرديد. راهي غير از ترك ديار باقي نماند. از اين رو حاج ميرزا جواد آقا به دور از چشم متجاوزان روبه سوي تهران گذارد و از آنجا به زيارت حضرت عبدالعظيم (ع ) شتافت . سپس به قم مهاجرت كرد و اين شهر را وطن دوم خويش قرار داد.
ارمغان ارزشمند دوران تحصيل و تدريس حاج ميرزا جواد آقا ژرف نگري و انديشمندي بسيار نسبت به اوضاع جهان بود. وي صاحب سيرتي سياسي شده بود و هماره حوادث را با ديده بصيرت و بينش مينگريست . حكومت زمان خود را مردود مي دانست و صاحب منصبان را افرادي ناپاك و غاصب مي شمرد. هيچ گاه روي خوش به آنان نشان نمي داد و با زبان دعا ناخرسندي خويش را نسبت به اوضاع ابراز مي نمود.
افرادي كه براي مشورت به حضورش مي شتافتند از قبول كارهاي دولتي منصرف مي ساخت و سردمداران حكومت را همچون ستمگران بني اميه و بني عباس قلمداد مي كرد.

تدريس و تهذيب در قم
سال 1329 ق . قم پذيراي وجود حاج ميرزا جواد آقا شد . در آن ايام اين شهر از حداقل امكانات محروم بود جمعيتي اندك داشت و هنوز حوزه علميه مقدس و پر بركتشان تاسيس نشده بود.
اين عارف فرزانه اندكي پس از ورود به در خواست برخي از افراد پارسا جلسات درس و محافل اخلاق بپا كرد.
درس « فقه » كه متن آن مفاتيح فيض كاشاني بود و در پي آن درس » اخلاق و عرفان » براي عموم مردم كه در مدرسه فيضيه تشكيل مي شد. درس ديگري براي بعضي از خواص در منزل حاج ميرزا برقرار مي شد كه اخلاق و عرفان موضوع آن بود. علاوه بر اين نماز جماعت در مسجد بالا سر حرم مطهر حضرت معصومه (س ) نيز از سوي ايشان اقامه مي گرديد كه امام خميني و آيه الله بهاالديني از جمله افرادي بودند كه در نماز حاج ميرزا جواد آقا شركت مي كردند.
تابناكي سالهاي حضور اين شخصيت علمي عرفاني زمينه ساز هجرت بسياري از علما و بزرگان به سوي اين خطه گرديد. در آن ايام عوام و خواص از سرو سبز وجود ايشان بهره هاي وافر مي بردند و منزل وي دارالشفاي روان مردم زجر ديده و مصيبت زده بود. لطافت سخنان اين فرزانه سخت كوش در مناسبتهاي مختلف امواج مردم را لبريز از شادي و نشاط در ايام عيد و سرور معصومين (ع ) مي نمود و جرعه هاي معرفت بسياري در ايام رحلت و عزا در كام وجود آنان سرازير مي كرد.
گويا تقدير چنين بود كه پاكي و قداست در حوزه علميه قم به دست چنين وارسته اي پاك پي ريزي شود تا دهه اي بعد پاي همت و تلاش به وسيله حاج شيخ عبدالكريم حائري به ميان گذارده شده و حوزه علميه قم قامت سبز خود را برافرازد.
آنان كه با حالات ملكوتي و عبادي اين فرزانه عارف آشنا بودند ايشان را از بكائون مي شمردند. عبدي صالح كه سه ماه رجب شعبان و رمضان را پي در پي روزه مي گرفت و در قنوت نمازهاي نافله اين بيت حافظ را مكرر مي خواند.
ما را ز جام باده گلگون خراب كن
زان پيشتر كه عالم فاني شود خراب
شاگردان درس اخلاق
حوزه درسي حاج ميرزا جواد آقا سرچشمه نوري بود كه حسينيه دلهاي شيفتگان را روشن و آفتابي مي نمود. پلكان ملكوت براي ره پويان وارستگي محسوب مي شد. تاثير كلام ژرف آن استاد خود ساخته بذر صلاح و اصلاح در گستره دلها مي افشاند به طوري كه هر يك از شاگردان خود پرچمدار صلاح و سداد شدند و جمع بسياري را به سرمنزل مقصود رهنمود ساختند.
برخي از شاگردان مرحوم ملكي (ره ) عبارتند از :
1 ـ امام خميني ـ قدس سره الشريف ـ
نفس مسيحايي حاج ميرزا جواد آقا صميم جان خميني عزيز را چنان تاثير بخشيد كه » روح الله » گرديد و بيرق انقلابي سترگ را به دست خويش گرفت .از اين رو امام راحل (ره ) در كتاب « معراج السالكين » چون سخن از عرفان مي شود استاد خود را « شيخ جليل القدر » لقب داده و « عارف بالله » ميخواند و علاقه مندان به تهذيب و وارستگي را به مطالعه كتابهاي ايشان راهنمايي مي نمايد.
و در كتاب « چهل حديث » بيدار دلان را به « رساله لقاالله » آن بزرگوار رهنمون مي شود.
آن فرزانه كبير در جاي ديگر كه از قم و قبرستان شيخان سخن به ميان ميآيد خطاب به استاد شهيد مطهري مي فرمايد :
در قبرستان قم يك مرد خوابيده است و او حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي است . »
2 ـ حاج آقا حسين فاطمي قمي
دانشمندي الهي و پر مهر كه ساليان بسيار خوشه چين گستره دانش استاد خود بود و تدريس اخلاق و تربيت نفوس بسيار را به عهده داشت .
3 ـ آخوند ملا علي همداني
عالم رباني و فرزانه اي شايسته كه از همدان به قم هجرت كرد و طوباي وجود خود را با انبوه معارف الهي از حاج ميرزا جواد آقا بركت بخشيد و تاثيري جاودان در روح خود ايجاد كرد.
4 ـ حاج شيخ عباس تهراني
5 ـ سيد محمد مدرسي
6 ـ حجه الاسلام سيد محمود يزدي
7 ـ محمود مجتهدي
8 ـ شيخ اسماعيل بن حسين « نائب »
9 ـ حاج ميرزا عبدالله شالچي
گنجينه هاي نور
« عالم » بسان نخلي بلند از بركات است كه بايد چشم انتظار بر « قامت سخاوت » او داشت تا عنايت كند و دامن نياز انسان را پر از « گوهر معرفت » نمايد. با سيره سبز خود و روح باراني خويش هماره نزول لطف و محبت داشته باشد و گاهي با بيان مبين خويش و زماني با قلم تابناك خود صفحه دلها را نورافشان نمايد.
در اين مقال چشم اطاعت بر هم مي گذاريم با گوش جان سخن امام راحل خميني عزيز را پذيرا ميشويم كه فرمود : « ...از علماي معاصر كتب شيخ جليل القدر عارف بالله حاج ميرزا جوادآقاي ملكي تبريزي را مطالعه كن » . و با هم كتب ايشان را مرور مي نماييم :
1 ـ اسرار الصلاه » كتابي كه حاوي هزار نكته از اسرار نماز است و بسان استان اخلاق براي انسانهاي آماده خودسازي محسوب ميشود. برخي از اسرار طهارت و عبرت و تفكر را گوشزد مي كند و به معاوني وسوسه و الهام مي پردازد.بابحث از گناهان كبيره اشاره اي به توبه نموده و حضور قلب و حالات ملكوتي آدمي را توضيح مي دهد.
2 ـ « المراقبات » يا « اعمال السنه » در اين اثر پربها مقدمه اي كوتاه پيرامون دعا و راز و نياز به چشم ميخورد و سپس با قلمي زيبا و گويا اعمال ماههاي مختلف آثار و بركات روحي و معنوي آنها توضيح داده شده است .
3 ـ « رساله لقاالله » كتابي لبريز از نورانيت و معنويت كه ره پويان راه تهذيب و وارستگي را به قله قداست و طهارت روح مي رساند. معناي « لقا الله » و آيات مربوط به آن را توضيح داده از اسم اعظم گفتگو مي كند و سپس راه موفقيت الهي را براي سالكين بيان مي نمايد.
4 ـ كتابي در فقه
5 ـ رساله اي در حج
6 ـ حاشيه فارسي بر « غايه القصوي »
تكبير پرواز
... سرانجام آخرين آفتاب از خورشيد حيات و زندگاني انديشمند عارف حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي نمايان شد و روز يازدهم ذيحجه سال 1343 قمري قرصت ديدار و هنگام لقا رخ نشان داد .
چگونگي حضور آن عارف فرهيخته را در ملكوت از زبان فرزانه وارسته حاج آقا حسين فاطمي آگاه مي شويم :
روز پنجشنبه عيد قربان بود. خبر دادند كه حاج ميرزا جواد آقا جوياي احوال شما شده اند. چون از كسالت وي اطلاع داشتم بدون هيچ معطلي به خدمتشان رفتم ايشان به حمام رفته خضاب بسته و پاك و مطهر در بستر نشسته بودند.در ظاهر منتظر اذان بودند اما انتظار بيش از اين مقدار بود. چون ظهر فرارسيد در بستر شروع به اذان و اقامه كردند.با گفتن هر جمله اي بهجت بيشتر و آرامش فراوان تري سراغ او مي آمد. پس از اذان دعاي تكبيرات افتتاحيه را ترنم كردند. سپس دو دست را بالا برده تا تكبيرالاحرام بگويند كه گويي درهاي آسمان براي ورود او گشوده شد لبهايش حركت كرد و دستها به لرزش افتاد و با آخرين كلام اولين ديدار حاصل شد « الله اكبر »
مرغ روحش از بدن پاكش به سوي عالم قدس پرواز كرد و به سوي يار و محبوب ديرينه خويش پركشيد.
والسلام
پاورقي :
كيهان انديشه ش 8 ص 76 و .77 (با اندكي تغيير)
2 ـ تاريخ علمي و اجتماعي اصفهان در دو قرن اخير سيدمصلح الدين مهدوي ج 2 ص 11 و .17
3 ـ به نقل از مجموعه گلشن ابرار ج 2 ص .513

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:59  توسط يا امام حسن مجتبي(ع)  |